دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

104

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

سپاه ايران كه هسته مركزى قدرت صفوى برشمرده مىشد در نتيجه دسته‌بنديهاى قبيله‌اى و سركشى و نافرمانى امراى قزلباش تضعيف شد ولى شاه عباس آن را از اساس و بنياد تغيير داد و به صورت نيروى توانمند و كارآمدى درآورد . در زمان شاه صفى عليرغم قتل فرماندهان ، سپاه توانست قدرت خود را حفظ كند و در سال 1058 / 1648 بسان نيروئى توانمند در درگيرى بر سر قندهار در مقابل تهاجم سپاه هندوان ايستادگى كند . اما ديرى برنيامد كه تغيير و تحول اوضاع سياسى تأثيرات خود را نشان داد . آن مخاطراتى كه در آغاز ، موجوديت دولت و يا تماميت ارضى آن را به تهديد كشانده بود ، از ميان برخاست و يا ديگر آن خطرى را كه مستلزم سپاهى منضبط در سطح بسيار عالى عُدّت و عِدّت باشد وجود نداشت . اما آنجا كه حكومت ديگر سياست توسعه را دنبال نمىكرد ، لذا اقدامات نظامى آن منحصر به عمليات كم‌اهميت گوشمالى در درون ايالات ايران و يا در مرزها گرديد . انحطاط اول از همه در ميان سربازان ايالتى چهره نمود نه در ميان تنه اصلى سپاه سلطنتى ؛ اين سپاه در سال 1654 م . با الحاق واحدهاى كوچكى از جوانان محافظ يا جزائرى كه مركب از 600 تن در آغاز و 2000 تن در نهايت بودند ، تقويت گرديد . در ميان واحدهاى توپخانه كاهش نفرات چشمگيرى ديده مىشد ، چون نيرويى بود كه در دوره‌هاى طولانى صلح نياز كمترى بدان بود و در ميان ايرانيان به دليل علاقه آنها به سواره‌نظام ، از محبوبيت چندانى برخوردار نبود « 1 » . به مرور زمان ، زندگى عشرت‌طلبانه و پرزرق‌وبرق و كاهلانه دربار تأثيرات نامطلوبى در سپاهيان سلطنتى بجا گذاشت . فساد در ميان صاحبان مناصب ، نابسندگى سيورسات رده‌هاى پائين ، بىاعتنايى و لاقيدى و غفلت سكه هر بازارى شد و عدم علاقه شاه هم مزيدبرعلت گرديد . ازاينرو جاى شگفتى نبود كه در سال 1666 م . در رژه‌اى از سربازان ، همان سربازانى رژه بروند كه چندين بار درهمان مراسم از جلو شاه رژه رفته بودند . نتيجه اين سوء فرماندهىها اين شد كه انضباط واحد شديدا درهم ريخت و قوت و قدرت نيروها و واحدها افت پيدا كرد و بالاخره سپاهى برجاى ماند كه حتى شايستگى رژه رفتن را نداشت تا چه رسد به اينكه در جنگى شركت جويد . هنگامىكه شاه جديد به سلطنت رسيد ، ابزار موجود اعمال قدرت حكومت ، همان سپاهى بود كه ذكرش گذشت . اگرچه شركت شخصى وى در امور دولت مشمول زمان و منحصر به بعضى از وظايف ويژه شده بود ، امّا باوجوداين ياد گرفت كه چند سال بعد به چسان از آن بهره بگيرد . او

--> ( 1 ) - بر خلاف گفته و تأييد شاردن كه واحدهاى توپخانه پس از مرگ فرماندهشان حسينقلى بيك در سال 1655 م . منحل شد ، ( لافت ( iran Unter Schah Abbas II ، ص 37 ) توجه خود را به تشكيل واحد جديد ديگرى از توپچى درهمان سال معطوف كرده است .